تبلیغات
روزانه های یک زن...... - پنجاه و چهار
شنبه 25 بهمن 1393  01:54 ب.ظ

سلاااااام

احواااال ؟؟؟؟ خوبین ایشالااااااااااه

اینقدر ننوشتم ك نمیدونم چی بنویسم ؟؟

روزهارو ك یادم نیست پس تیتروار مینویسم ك موفق نخواهم شد

تا اینجا شد ك ما زنگ انقلاب را نواختیمی

رییس جمهور هم ك اومدن اصفهان البته چهارشنبه اومدن و ما پنج شنبه نوبت دكتر خواهركمااان بود جهت كولونوسكوپی

مقدمات انجام كولونوسكوپی این هست ك از یك روز قبل  باید روده ها كاملا تخلیه بشن ب همین علت هم پزشك خواهرك ی نسخه براش نوشته بود ك شامل قرص و ی پودری بود ك توی  اب باید حل میشد و 4 ساعت یكبار میخورد و روغن كرچك

و از ابمیوه ها هم آب سیب و آب آناناس

سه شنبه شبش ما خونه بابام بودیم ك قرار شد خواهرك فردا ك چهارشنبه باشه بیاد خونه ما و پنجشنبه از خونه ما بریم بیمارستان ك این اتفاق هم افتاد

وقتی پیش خانواده ام هستم  یــــــه  دنیـــــــــــــا آرامشـــــــــــ  دارم

ك اون دوسه روز و شب هم همینطور بودم

خلاصه پنج شنبه ساعت شش صب راه افتادیم ب سمت بیمارستان الزهرا اصفهان سمت كوه صفه میشه من میگم بام اصفهان هستش

ساعت هفت و خورده ای رسیدیم و تا هشت ویزیت شدیم و هشت هم خواهرك را فرستادیمش جهت انجام كولونوسكوپی و اندوسكوپی (چون پزشك همون بیمارستان برای اخرین بار ویزیتش كرده بود این دوتا رو با هم نوشت حتی نمونه گیری هم نوشته بود)

یك ساعت بعد منشی صدام كرد و گفت بیا داخل

رفتم سراغ خواهرك ك  بنده خدا حال نداشت اصن یجوریهاااا خودم ترسیدم اونقدر حول كردم ك شیشه نمونه گیری از دستم افتاد رو تخت

خانم منشی گفت  ك خانوم حواست ب خواهرت باشه از رو تخت بلندش كن، دارو گرفته بدنش نخوره زمین  .....

خوب بیحس بود  من نمیدونم چرا سریع میخوان مریضو از تخت پایینش كنن خو ی تخت دیگه بذارین تا طرف یخورده ب حال طبیعیش برگرده

هیچی دیگه از تخت اروم اوردمش پایین لباساشو عوض كردیم و....................

از بوفه بیمارستان براش كیك و آبمیوه خریدم بهش دادم اون یكی خواهرمم با نامزدش فرستادم ك نمونه گیری رو ببرن آزمایشگاه پاتولوژی

حدود ساعت یازده بود ك از بیمارستان خارج شدیم

همیشه دلم ب حال نیروهای خدماتی بیمارستانها و هرجایی دیگه ك كارشون نظافته میسوزه

اون روز هم نیروهای خدماتی داشتن بیمارستانو حسابی تمیز میكردن چون قرار بود یا خود وزیر بهداشت یا معاونش بیاد اونجاااا

 برای این قشر زحمتكش غصه خوردم اونروزمخصوصا خانواده هاااشوووون

تو پذیرش بیمارستان صندلی پشت سرما ی خانواده مادرشون فوت شده بود دختراش داشتن عزاداری!!!!!!!! می كردن من فقط صوبتاشونو گوش میكردم

نتیجه كولونوسكوپی و اندوسكوپی خداراشكر خوب بود اما ج نمونه گیری تا اوایل اسفند مشخص میشه خدایـــــــــا.....

بعد بیمارستان دنبال ی سفره خونه میگشتم دلم هوس قلیونو كبابو .... كرده بود ك خوب بد موقع بود جایی رو پیدا نكردیم

ما معمولا میریم آتیشگاه ك اون موقع روز هنوز كركره هاشون پایین بود البته خواهرك گفته بود ك دیروز ب بانك ملی شعبه اتیشگاه دستبرد زدن چهار نفرم كشته شدن شاید علت خلوتیش این بوده بااااشه

بالاخره رفتیم ی باغ تالار و ناهار همون چلوكباب مخصوص با مخلفات و ماست و موسیر خوردیم اما حیف از قلیون خبری نبود بعدشم اومدیم خونه

البته اول رفتیم خونه ما ك دلبندانو ببرمشون ك نبودن گوشی شوهری هم ج نداد منم از خدا خواسته گفتم كجش كن ب سمت خونه باباجونم

قبلش ب سفارش خواهرم(دومیه) ك بچه تو راه داره براش شیرینی ارد نخدچی و شیر خریدیم

خوشحال و شاااااااد رسیدیم خونه بابام

خوش و بش كردیم و گزارش دادیم و نشستیم با خواهرا ب صوبت بعدشم رفتیم زیارت اهل قبور

اونجا هم دخی عموها و دوستان را حضورا !!!!!!!! زیارت كردیم (خدانكنه غیابی ایشالاه صد ساله بشن)

و سر شب ب اصرار شوهری من برگشتم خووووووونه خوووووووودم

ی كم شوهری غررر زد ك بچه هاتو از صب ول كردی رفتی و تا بهت زنگ نزنم نمیای

منم گفتم ب تلافی ظهر ك گوشیتو ج ندادی !!!!!!!

ی كم با غررر زدن از خجالت هم دراومدیم و بقیه شب ......

جمعه هم خونه بودیم و در حال خواب و استراحت

- هفته پیش هم ك اتفاق خاصی نیفتاد جز روزمرگی فقط این ك قرار شد شوهری تو هفته سه روز بعدازظهر بره شورا حل اختلاف  جهت كااااار حقوقی و همچنین دنبال ی شغل ازاد هم هستش ك اسمش سنگهای مصنوعیه و جدیدا خیلی باب شده برای سنگ فرش پاركها و اماكن تفریحی

- هفته گذشته فقط ما كارای این وام 5 تومنیورو انجام میدادیم   شده بودم كارگر تعاون و حسابداری!!!!!

از كارای خودم عقب افتادم تا اینكه دو روز خواهرك اومد اینجا تا ی كم حداقل میزمو جمع و جورش كردیم!!!!!

سه شنبه هم ك  راهپیمایی رو شركت كردیمی  بعدشم اومدیم خونه و لالا  

اما دیروز جمعه ب همراه خواهر دومیم رفتیم خونه بابام جهت تولد خواهرك

البتــــــــه تولد خواهرك 21 بهمنه ك من و خواهرام فراموش كرده بودیم اما دوستاش تو ذهنش بوده !!!!!!!

روز 21بهمن خواهرك اومد اداره پیشم و منم اصلا حواسم ب تولدش نبود چون خیلی اداره شلوغ بود بعدش رفته كیك ن كیك تولدها خریده و میگه تولد منه هاااا  اینم كیكش

جدا از خودم بدم اومد ك چرا یادم نبوده غصه ام هم شد برااااش

دیگه خودم زیاد از تا نداختمو و گفتم عه ببخشید درگیر بودم حالا دوستات ك قرار بود سوپرایزت كنن چكار كردن بالاخره

اولش ك مقر نیمد ولی دیگه بعدش مفصل گفت و گفتش ك حسابی سوپرایزززز شده

اخه تو ورزشگاه وقتی كلاس والیبال داشتن براش تولد گرفته بودن و ی ست كامل گرمكن ورزشی آبرنگ بهش داده بودن با كیك وساااایر

بعدش رفتیم خونه ما و من براش پیتزا درست كردم و بعد با دوستش رفت خونه شون

خلاصه دیروز با خواهرم هماهنگ كردیم ك ما هم میریم خونه بابا و برای شام تهچین میپزیم و همراه ژله ك سوپرایزش كنیمی

ساعت 4 بعدازظهر با خواهرم و شوهرش و پسری رفتیم خونه بابام (دختری پنجشنبه با خواهرك رفته بود خونه بابابزرگش)

همون موقع هم خواهرك زنگید ب داداشم ك احوالشو بپرسه؟؟؟ اونم گفت منم توراهم دارم میام و تا ی ساعت دیگه میرسم

آی خوشحال شدیمممممممممممم

برای شام تهچین و خورش قیمه پختیم

دسر هم درست كردیم دسردورنگ كاكائو و وانیلی

شوهری هم رولت خرید و اورد

البته كادو بعد بهش میدیم

خلاصه شب خیللللی خوبی بودش در كنار خانــــــــــواده عزیزم

- برای این وامم ب مشكل خوردم

بانك حساب منو استعلام كرده و  5فقره !!!!!!!!!!!!!! چك برگشتی ركورد زده برام  اه

حالا باید برم ب  ا ل ت م ا س

ك بابا این چكهارو من برای ضمانت وام دادم ن چك بی محل 

سیستماشون خوب پیشرفت كرده ها 

ی تكیه كلامه چند ساله بین ماها رایج شده ك میگیم اینا همش كارای خداس    هههههههههه

مثلا تا ی پیشرفت جدیدیو میبینیم  همینو میگیممممممم 

  خوشیامون زیاده دیگه چ میشود كرددددد   چون اینجا ایرااااااااااااان


            پرحر فی كردم شرمنده

تابعد


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
shoe lifts kmart
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397 06:00 ب.ظ
Hurrah! Finally I got a website from where I be able
to really get useful information regarding my study and knowledge.
ندا
یکشنبه 26 بهمن 1393 03:56 ب.ظ
انشالله وامت درست میشه عزیزم.
خواهرتم انشالله همیشه سلامت باشه عزیزم.
منم آتیشگاه رو خیلی دوست دارم
پاسخ ریحانه .... : آتیشگاااااه تابستون كوهنوردی قلیووووون جووووووووووووون
میثم
شنبه 25 بهمن 1393 03:43 ب.ظ
وبلاگ خیلی قشنگی دارید آیا دوست داری وبلاگت را به هزاران كاربر اینترنت معرفی كنید

همین امروز لینك خود را ثبت كنید تا 1000 بازدید رایگان فقط تا آخر سال دریافت كنید
مونیکا
شنبه 25 بهمن 1393 01:12 ب.ظ
سلام خوشی؟ خیلی این مطلبت باحال بود خخخخخخ خوشحال میشم تبادل لینک داشته باشیم خخخخخ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
هاست لینوکس