تبلیغات
روزانه های یک زن...... - اینم از سرنوشت
دوشنبه 6 بهمن 1393  11:03 ق.ظ

سلاااام 

حال و احوال؟؟؟؟؟ دماغا چاقه ؟؟

بچه بودم یكی از عموهام تا میرسید ب من میگفت : دُماغُد چاقههههه؟؟؟ مرغادون روزی چند تا تخم میذارننننن؟؟؟؟

منم تو عالم بچگی جواب اولیو میخندیدم   و دومیو یكی 

عموم میگفت همش یكییییی ؟؟؟؟؟   بیا ببین مرغای ما چند تا تخم میذارنننننن

هی بچگی كجااااایی ؟؟؟؟ ك یادت بخیر

كلا دوران بچگی خیلی خوبی داشتم تا 5 سال تك فرزند بابا و مامانم بوووودم بعدش خواهرا و برادرم ب دنیا اومدن

روز جهاز برونم بابام ب شوهری گفته بود این دختر من یُخته لوسهههههه آخه من تو اون روز خیلی سر ب سر اطافیانم میذاشتم  آچوم مشنگ بودم عایااااا ملنگ بودم  خودمم سر در نیوردم

هیچی دیگه بابام  با این حرفش ر*ی*د  ب روابط  عاطفی من و شوهریییییی جوری شد ك شوهری هنوز ب روم میارهههههه

حالا گاهی وقتا با شوهری بحثمون میشه و اشكی هم میریزم و بعدش بابامو میبینم

وقتی میپرسه چتههههه؟؟؟؟؟ فقط میخوام با گریه فراوووون بگم تو تو سرنوشت من كم مقصر نیستیییییییاااااا پس هی نپرس چته ؟؟؟ بابا چرا گرفته اییییی؟؟؟؟

كاری ب حرف روز جهازبرونم ندارم

قبل شوهری ی خواستگاااار سمج داشتم خوب مهرش ب دلم بود پسر خوبی هم بود ولی از شهر دیگه ای بووود

 شبی ك برای دومین بار اومده بود خواستگاریم  بابام آنچنان دستاشو كوبید رو زمین و گفت من دخترمو تو همین شهر شوهرش میدم ن جای دیگههههه

اون پسر هم همون موقع ب من گفت من نمیخوام این ازدواج بهت تحمیل بشه و من ابلههههه گفتم اره شرایط زندگیتون برای من سختهههههه و پا شد رفتتتتتت

فرداش عموم اومد خونمون ی كم با بابام بحث كرد و بعدش ب من گفت فكراتو بكن  پشیمون شدی بگو تا بهشون زنگ بزنیم

  من پشیمون شدم ولی غرور لعنتیم نذاشت ب كسی بگمممممم  

هنوزم ك هنوزه بابام میگه اون پسره رو یادته اون ب دردت نمیخورد

    اخه تو از دل من خبرررر داشتی ك اینو میگییییی            اه  از خودم بدم میاااااد

گاهی وقتا ك با شوهری بحثم میشه و میرم تو لاك تنهاییام و بی كسیام یاد اون خاطرات می افتم

البته ی بار شوهری ب هم گفت از مكافات عمل غافل نشوووووو

نمیدونم والااااااا    نفرین شدم واقعاااااا

البته شوهری ادم بدی نیستاااااا خوبه هااااا ولی من .......................

بگذریم

هر كسی ی دردی تو دلش هست دیگههههه

درد ما نیست درمان الغیاث     هجر ما را نیست پایان الغیاث

 


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 6 بهمن 1393
نظرات()   
   
لیلا
شنبه 27 تیر 1394 03:40 ب.ظ
با سلام دوست عزیز.
وب زیبایی دارید.
خوشحال میشیم به وبسایت ما هم سر بزنید.
منتظر نظرات زیبای شما هستیم.
یاحق.
سارا
یکشنبه 9 فروردین 1394 12:46 ق.ظ
سلام روز بخیر!

نوشته هات عالییییییه! حرف نداره!

منم یه وبلاگ ساختم سریال کره ای دوبله فارسی برای دانلود گذاشتم!

اگه خواستی بیا و ببین!

فعلا سریال های زیر آماده دانلود است :

1- افسانه جومونگ 2- سرزمین باد ها
3- افسانه دونگی 4- جواهری در قصر
5- سرزمین آهن 6- امپراطور دریا
7- تاجر پوسان

تمام سریال ها دوبله فارسی و کامل هستند!

اگر پیشنهاد و یا درخواست سریال داری توی نظرات برام بنویس

برای بهتر شدن وبلاگم به نظرت نیاز دارم!

حتما بیا!
پاسخ ریحانه .... : سلام عزیزم
چشم حتما
سمیه
سه شنبه 21 بهمن 1393 11:19 ق.ظ
عزیزم سلام. این افکار مثل سم ممکنه زندگیت رو نابود کنه. نکن خواهشا. دوست داشتی شوهرت هم حسرت گدشته اش رو با یکی دیگه بخوره؟؟؟ نکن خواهرم. اون مرد گناه داره. دلت رو بزار پیش دلش. سعی کن عاشق شوهرت بشی . ببخشید دخالت کردم. بوس
پاسخ ریحانه .... : ممنون عزیزم گاهی وقتا سخته ك با خودت كنار بیایی
کتاب آموزش مسائل جنسی و زناشویی برای اولین بار کاملا تصویری و عکسهای واقعی
پنجشنبه 16 بهمن 1393 04:54 ق.ظ
به دنبال درخواست عده زیادی از متقاضیان قیمت کتاب به 3000 تومان کاهش داده شد
فقط برای چند روز
فرصت را از دست ندهید
برای خرید به همین آدرس بروید
آشتی
شنبه 11 بهمن 1393 04:34 ب.ظ
سلام. حالا از کجا معلوم زن اون شده بودی اوضاعت بهتر بود؟! هیچی معلوم نیست. پس نباید حسرت بخوریم!
پاسخ ریحانه .... : سلام عزیزم
صوبتت كاملا منطقیه
فاطمه
جمعه 10 بهمن 1393 08:38 ق.ظ
آره زندگی با عشق خیلی قشنگه، اما گاهی مشکلات زندگی از یه طرف و حرف و حدیث اطرافیان از یه طرف دیگه،انقدر به آدم فشار میاره، که ممکنه هیچی از عشقه تو دلش نمونه!بعدش بگه کاش عاشق نمیشدم و با منطق و عقل یه زندگی آروم رو انتخاب میکردم!!
ایشالله خدای بزرگ تو زندگی هممون هم عشق بذاره هم امنیت و آرامش
پاسخ ریحانه .... : چی بگم ؟؟؟ ولی فكرش مث خوره مغز ادمو میخوره مخصوصا وقتی ب اون چیزی ك میخواستی نرسیدی؟؟؟ من زندگی عشقولانه را ب زندگی با ارامش ترجیح میدم
بالاخره یكی هست توی خونه ك یا تو منتظرشی یا اون منتظرته و.....
منتظر
چهارشنبه 8 بهمن 1393 04:50 ب.ظ
سلام
همه ما یجورایی فکر میکردیم اما یجورای دیگه شده...دست خودمون که نبوده....شاید قسمتیش دست ما بوده اما قسمت اعظم و بزرگترش دست بقیه بوده...پس فعلا باید با وضعیت فعلی خودمون بسازیم...اینم روز گار همه ماست...
بقایتان به خوبی و شادی و سلامتی
پاسخ ریحانه .... : چی بگمممم چرا اون چیزی ك میخوایم نمیشه اخه؟؟؟ بعضی وقتا سخته با شرایط فعلی كنار اومدن اه
فاطمه
چهارشنبه 8 بهمن 1393 08:45 ق.ظ
ای بابا! کلی نوشتم برات اما همش پاک شد
لپ کلامم این بود که فکر میکنم بابات بدون منظور گفته و البته شایدم کلا به حرفش فکر نکرده و گفته
بعدشم دوری از خانواده خیلی سخته، همش احساس تنهایی و دلتنگی آزارت میده و اینکه اگر مشکلی برات پیش اومد کسی هست به دادت برسه! دوری و تنهایی خیلی سخته دوستم
پاسخ ریحانه .... : عیبش همین دوری بود البته قرار بود بیاد تو شهر خودمون خونه بگیره ولی .....
ولی زندگی در كنار عشق جذاب تره مگه نه
تو باشی من باشم ولی قسمت نباشد
مرلینا
دوشنبه 6 بهمن 1393 03:43 ب.ظ
سلام دوست خوبم
همیشه نوشته هاتو دوست دارم اما انروز یه چیز دلم خواست بهت بگم اینکه من هم یه روز همچین اتفاقی برام افتاد و من سمت دلمو گرفتم و به پدرومادرم که میگفتن دختر به راه دور نمی دیدیم گفتم دلم اما با اینکه الان اخلاق شوهرم خوبه و همونیه که دیده یودم خیلی پشیمونم ومیگم ای کاش بابام سختگیرتر بود و حرف دلمو نمیشنید
پاسخ ریحانه .... : سلام عزیزم
جدی من از این پشیمونم ك چرا ب حرف دلم گوش نكردم چون عقیده ام اینه ك اگه حرف دلمو گوش كرده بودم مشكلاتمو بهتر میتونستم تحمل كنم
سارا شکیبا
دوشنبه 6 بهمن 1393 02:41 ب.ظ
سلام وبلاگت قشنگه!

من بازی های آندروید زیادی توی وبلاگم گذاشتم

حتما بیا دانلود کن و نظر برام بذار!

ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
هاست لینوکس