تبلیغات
روزانه های یک زن...... - نود و چهار
سه شنبه 14 شهریور 1396  08:59 ق.ظ

سلام صبح روز سه شنبه من
امروز از اول صب تصمیم گرفتم قبل از اینکه بیام محل کارم اول صبحی برم بازار روز و میوه بخرم ک از شانس من اون میوه فروشیه ک من هر هفته ازش میوه میخریدم نیومده بود ینی تو راه بودا ولس ظاهرا ماشینش خراب شده بود دیگه من هفت و نیم راه افتادم ب سمت اداره و محل کارم حالا اگه بشه ظهر برم

از دو روز پیش دوباره کتاب معجزه شکرگزاری را شروع کردم با خوندن و انجام تمریناتش ارامش پیدا میکنم و مثبت اندیش میشم خدایی
از قبل عید هم ی بار این کتاب را خونده بودم و تاثیراتشو تو زندگیم حس کرده بودم تا اینکه دوباره گفتم  برم تو فازش و ایشالا نتیج درخشانش
ی کتاب دیگه ای را هم دارم میخونم ب نام بنویس تا اتفاق بیفتد ک اونم جالبه برام

چیزی ب ذهنم نمیرسه جز اینکه دوست دارم کارم درست بشه پستم درسا بشه
راستی ایشالا فردا میخوام برم دانشگاه جهت تسویه حساب و اخذ مدرکم تا بیارم ببینم چی پیش میاد
توکل ب خدای بزرگ


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 14 شهریور 1396
نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
هاست لینوکس