تبلیغات
روزانه های یک زن...... - هشتاد و هفت
یکشنبه 9 آبان 1395  08:22 ق.ظ

سلام
امروز امتحان معرفی ب استاد دارم
اصن نمیدونم امتحان میگیره یا الکی
ولی کاش الکی باشه و نمره را بده خوب من این درسو درست نخوندم کلاساشو نرفتم
ترم قبل از تستی هاش نمره آوردم ولی تشریحی ب من نمره نداد و بهونه اش این بود ک بی ربط نوشتی
در صورتیکه اساتید گفته بودن ک اگه قسمت تشریحی چیزی ک بلدین بنویسین ما نمره میدیم و چون می نویسین دستمون باز هست برای نمره دادن
اما این استاد محترم گفتن ن نمیشه و حق بقیه دانشجوها ضایع میشه
بهش گفتم منم شرایطم خاص نمیتونم کلاسارو بیام و ......
نشد ک نشد و قرار شد معرفی ب استاد بگیرم
فقط کاش بهم نمره بده تا از این وضعیت کاریم خلاص بشم
آمین یا رب العالمین

ی کم از حال و هوای دو تا پست قبل فاصله میگیرم و می پردازم ب فانتزیام

*جمعه بساط آماده کردن ترشی توی خونه من پهن شد و هنوز ادامه داره
هنوز نتونستم ی عکس دسته جمعی از ترشیهای آماده شده بگیرم هر موقع موفق شده ب یادگار یکیشو اینجا آپلود می کنم
اما دیشب از لیته ها ی کم آوردم سر شام ک بسی ترش و تند بود ولی چسبید و البته شام هم کباب شامی بود

**دیشب هم برای دل خودم شمع درست کردم و صبحی از خواب بیدار شدم روشنش کردم و کلی حالمو خوب کرد


رابطه با همسری فلن خوبه

از هفته قبل دو سه روز باهاش حرف نزدم
البته خودش اون شب گفت باهات قهر میکنم
اما قهرش یک روز بیشتر دووم نیاورد
ولی باهاش سرسنگین بودم تا آخر هفته و......

الان نصف و نیمه خوبیم
زیاد باهاش حرف نمیزنم ک دعوامون بشه و اعصابم بریزه ب هم
شاید همین روش خوب باشه
 من راه خودمو برم اونم راه خودشو
و فقط باید دعا کنم ک بهم نخوریم و دوباره روز از نو روزی از نو

من دوست داشتم شوهرم با من همدل و همزبون بود
ی چیزایی برای من خیلی مهمه و ارزشه واقعا
اونم همینطور
مثلا همین رابطه ... براش خیلی مهمه و ارزشه  ، از روی تکلیف انجامش نمیده و اقعا میخواد حالش عاااالی بشه
منم بهش میگم قبلش باید حالم روحیم خوب باشه تا بتونم ی رابطه خوبی داشته باشیم
وقتی روحیه من خرابه اعصابم درگیره نمیتونم

روشش اینه ک قبلش باج میده  و من از همین متنفرم و میگم چرا نباید کار اصولی حل بشه و نیاز نباشه ب این باج الکی و ب نظر من خر کردن طرف
و من فقط نقش بازی کنم و الکی ادا در بیارم

خلاصه این کل ماجرای بین روابط ماست
هر کدوممن ب روش خودمون کارمونو پیش میبریم و اگه این مشکل حل بشه مابقی هیچه
شاید دلیل اصلیش اینه ک یکدل نیستیم و چرا یکدل نیستیم واقعااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اشکال کار کجاست؟؟؟؟




تا بعد
بااای


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 9 آبان 1395
نظرات()   
   
زینب
سه شنبه 11 آبان 1395 11:00 ق.ظ
خب عزیزم این خیلی خوبه که اون واقعا از جون و دل میخواد و خیلی خوبتره که بعدش واقعا حالش خوب میشه. ببین ما آدما کسی رو دوست داریم که باهاش حالمون خوب باشه. تو هم از این رشته که بین تو شوهرت مونده و خیلیم چیز مهمیه استفاده کن.دلخوریهاتو بذار کنار و فعلا از سرت بیرون کن که اون گذشته ها رو از دلت در بیاره. سعی کن رابطه رو به بیرون از تخت هم بسط بدی ناز کن بهش تیکه ج*نسی بنداز کم کم بهت کشیده میشه نازتو نه فقط قبل از رابطه که همه وقتی ازت میخره.
پاسخ ریحانه .... : چی بگم عزیزم
مشکل اینجاست ک من این مدل رفتارشو از بعد حیوانیش می بینم متاسفانه
حرفم اینه چرا موقع رابطه خوبه عالیه و بقیه وقتا ب زور باید ی حرفیو بهش بفهمونم......
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
هاست لینوکس