تبلیغات
روزانه های یک زن...... - شیشه و سنگ
چهارشنبه 9 دی 1394  07:42 ق.ظ

دل که یه ویرونه بود
بخت که وارونه بود
هرکی به من گفت که منو دوست داره
مثل تو دیوونه ی دیونه بود
دل که یه ویرونه بود
بخت که وارونه بود
هرکی به من گفت که منو دوست داره
مثل تو دیوونه ی دیونه بود
گفتی اسیر اشک و آهی واسم
گفتی خودت یه تکیه گاهی واسم
گفتی نترسم از پریشونیا
که تو خودت پشت و پناهی واسم
گفتی اسیر اشک و آهی واسم
گفتی خودت یه تکیه گاهی واسم
گفتی نترسم از پریشونیا
که تو خودت پشت و پناهی واسم
من که دلو به خاک و خون میزدم
دلو به صحرای جنون میزدم
وای که تو دیوونه تر از من شدی
با منو دل دشمن دشمن شدی
من که واست دست به دعا میشدم
گدای درگاه خدا میشدم
تا تو بیای مثل یه شمع عاشق
عاشق تو عاشق تو عاشق تو ... واست فدا میشدم
فکر من این بود که توی این روزگار
ما دو تا دیوونه رنگین با هم
نمیدونستم من و تو بی وفا
حکایت شیشه و سنگیم با هم
دل که یه ویرونه بود
بخت که وارونه بود
هرکی به من گفت که منو دوست داره
مثل تو دیونه ی دیونه بود
دل که یه ویرونه بود
بخت که وارونه بود
هرکی به من گفت که منو دوست داره
مثل تو دیونه ی دیونه بود
مثل تو دیونه ی دیونه بود


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 9 دی 1394
نظرات()   
   
Fateme
چهارشنبه 9 دی 1394 07:45 ق.ظ
وب زیبایی داری به منم بسر مچکر
پاسخ ریحانه .... : مرسی حتما
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
هاست لینوکس