تبلیغات
روزانه های یک زن...... - شصت و شش
سه شنبه 15 اردیبهشت 1394  11:42 ق.ظ

سلام ظهر ی روز بهاری من
از صب تا حالا میخواستم بنویسم نمیشه
اروم و قرار ندارم ی حسیم ی حالیم
اداره مون سوتو كور شده
ب مناسبت هفته معلم
ی تقدیرنامه و ی شاخه گل تزیین شده اماده كردیم و همكاران اقا میبرن مدارس همراه با شیرینی و ....
ما خانوما نرفتیم توی مدارس جهت عرض تبریك
علت سوتو كرو شدن اداره مون همین هستش
البته برای اداریها جدا مراسم میگیرن
قراره ی شب همراه خانواده هامون برامون مراسم بگیرن
بگذریم
اون هفته را زیاد یادم نیست ك كجا رفیتیم و چی خوردیمو چی گفتیمو چی شد اصن!!!!!!!!!
چهارشنبه اش فقط خواهرك اومد اداره همراه با حلیم عدس جهت سرو صبحانه
از شانس ما همون وقت هم كلی ارباب رجوع با كارهای مختلف ریختن سرم
دیگه خواهرك هی میخورد و ب منم یگفت بخور خوببببب !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
كم كم خواهریو دعوتش كردم  ب كار (كمكم كنه)
اون و سط مسطا هم گفت ما جمعه میاییم خونه شما چون داداش با رفیقاش از تهرون میان اصفهانو بگردن احتمالا خونه ما هم بیان
داداش گفته شما برین خونه خواهر بزرگتون
منم خوشحال شدم و گفتم تشریف بیارین
پنج شنبه شب رفتیم دیدن بابام و شب نشینی
اونها هم جمعه نزدیك ظهر اومدن خونه ما
ناهار براشون قیمه بادمجون درست كردم
خواهرك دسر وانیلی درست كرد و منم بعد ناهار باسلق درست كردم
چون هفته قبل درست كردم  و خیلی عالی و خوشمزه شد دلم خواست خواهرامم از این باسلق بخورن
عصر بود ك خواهر ك باردار هم هست اومد خونمون و بزممون تكمیل شد
دسر و  همراه باسلوق خوردیم
اونم برامون آلوچه(گوجه سبز) از باغ پدر شوهرش اورده بود برامون همراه سنجد و تخمه
برای شام هم پیتزا درست كردم
دیگه حدودای ساعت یازده بود ك بابام اینا از خونه ما رفتن
شنبه هم ك خونه بودیم و لالا فقط!!!!!!!
یكشنبه اومدیم سركار و تبریكات شروع شد ما به اقایون
همكارا ب ما و ب همدیگه
پنج شنبه هم قراره ی جشن برای معلمین نمونه و بازنشستگان بگیرن
دیگه اینكه دیروز كیك وانیلی درست كردم خیلی طعم و ظاهرش عالی شد
همراه دسر نسكافه همراه با كاكائو
خلاصه این ك دیروز ی عصرانه جانانه با دلبندان داشتیم
شوهری هم ك رفته بود شورا
برای شام هم زرشك پلو با مرغ پختم ك شوهری كلی ذوق كرد (شیكموووووو)
دیگه چیزی یادم نمیاد
ولی همچنان حال دلم گرفته اس
خودم میدونم چمه
عجب غلطی كردم واقعااااااااااا.....
خدایا كمكم كن ....خواهش

بعدا نوشت:
روز پنجشنبه كادوی روز معلم و روز پدر را بردیم برای رئیس
ی تابلو فرش ك مزین شده بود به آیه    و ان یكاد      همراه با یك دسته گل
رئیسمون واقعا سوپرایز شده
كلی تعجب كرده بود و نمیدونست چی بگه

جمعه ك بابام خونمون بود داخل دو تا فلاور باكس برامون ریحون و تره كاشت
دیشب ك داشتم با آب پاش آب میپاشیدم دیدم ریحونهایش جوونه زدن  جووووووووووووونم
سبزی خوردن خونگی اونم ریحون....


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 16 اردیبهشت 1394
نظرات()   
   
Qermezposh
پنجشنبه 7 خرداد 1394 08:56 ق.ظ
بعضی چیز های کوچیک چقد قشنگن
منم میکارم خخ جدی میگم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
هاست لینوکس