تبلیغات
روزانه های یک زن...... - شصت و چهار
شنبه 22 فروردین 1394  08:37 ق.ظ

سلام به این روز بهاری خنك و ابری
كاش ببارد باران بهاری
بعله
یكشنبه ك رفتیم بازار اصفهان بعدشم میدون امام و سی و سه پل
گشت و گذار و دریغ از خریدن مانتو
مانتو بودا ولی دلنشین من برای اداره پیدا نمیشد
یكی بود مانتو شلوارش سر هم بودن حدودا دویست و پنجاه هزارتومن ك دلم نیومد برای مانتو اداری اینقدر پول خرج كنم البته قرار بود شوهری پولشو بده ك ایشون حرفی نداشتن ولی من خساستم گل كرده بود
تااینكه شام همبرگر ذغالی همون اطراف سی و سه پل خوردیم و اومدیم خونه  این همبرگر خیلی خوشمزه بودا خیلی
دوشنبه هم ك خونه بودیم و حدود ساعت شش بود ك برادر شوهر بزرگه اومدن بازدید عید و بعد با اونا رفتیم خیابون جهت كشیدن دندان لق شده پسری ك دكتره گفت دیر اومدین و بعدشم زنگیدم ب شوهری ك كارگاه بود و گفت منتظر باشیم بیاد دنبالمون بریم خونه خواهر شوهری عید دیدنی
ك تا حدود ساعت ده و نیم خونشون بودیم و بعد اومدیم خونه خودمون ب صرف شام
سه شنبه هم خونه بودیم و در حال استراحت (لالا تا شب)
چهارشنبه هم ك شوهری رفت شورا و ما خونه بودیم  خیلی دلم میخواست برم خیابون گردی ولی حسش نبود كلی هم كار داشتم بیرون از خونه
 ی كمی هم با همسایه حرفیدیم هرچقدر تعارفش كردم بیاد تو نیومد و قرار شد خانوادگی بیان عید دیدنی

اما شبش دوماد سومیه با بابام اینا اومدن عید دیدنی ك دختری موقع رفتن باهاشون رفت البته ب اصرار بابام
اما پنج شنبه با شوهری رفتیم خیابون جهت خرید مانتو
ی مغازه ای هست نزدیك خونمون ك اجناسشو از خارجه وارد میكنه و من حدودا  سال 89  ی پالتو ازش خریدم. اون زمان حدود صدو هشتاد تومن پولشو دادم
هركسی اون زمان این پالتو رو دید و گفتش چقدر گرون و چقدر خوشگل اصن ی چیزیا هنوزم ك هنوزه استفاده اش  میكنم
 خیلی خوشگل تو تن میشینه ی كلاه داره مث كلاه راهبه هااااا
خلاصه پنج شنبه هم شوهری گفت بریم ی سری ب این مغازه بزنیم شاید ....
ك خوب خوشبختانه مانتو هاش همه مجلسی بودن و لی یكیشون ك خیلی ب دلم نشست مدلش ، رنگ مشكی  هم داشت و سایز من با ی شلوار جدا خریدیم ازش حدود دویست و هشتاد تومن
هر چند این مانتو ، مانتو اداری هست ولی میشه چندتایی مجلس رو هم باهاش گذروند تا ی مانتو بهاری مجلسی هم بخرم كم كم
بعدش هم شوهری دیگه میخواست بره كارگاه
مارو گذاشت دم تاكسی های خونه بابام و من و پسری رفتیم خونه بابایی
اول رفتیم مزار مامانم و بعدشم خونه بابا و بعد رفتیم آرایشگاه جهت كوتاه كردن موهای پسری و بعدشم جشن میلاد حضرت زهرا س
شب موقع شام دادن بود ك شوهری اومد دنبالمون  ك اصرارش كردم نزدیك شام هست بیا جشن شام میخوریم و میریم
ك با كراهت قبول كرد و بعدشم رفتیم خونه بابام ك شوهری رولت خامه ای خریده بود و خونه بابام با چایی سرو كردیم
حدود ساعت دوازده بود ك برگشتیم خونه و تی وی و لالا....
جمعه تا ظهر خواب بودیم هممون
بعدش ب اصرار دلبندان بیدار شدم و تخم مرغ نیمرو كردم براشون و دوباره لالا
حدودا ساعت چهار بود ك شوهری بیدار شد و ناهار و صبحانه اش ك یكی شده بود را خورد و رفت كارگاه تا ساعت ده شب
بعد از رفتن شوهری من شام آبگوشت گذاشتم و دلبندانو فرستادم حمام و بعد هم شام خوردیم و ساعت نه شب دیگه خاموشی رو زدیم
امروز هم اولین روز مهد كودك رفتن بچه ها بود بنابراین دیشب به همین علت زود خوابیدن
امروز هم محیط كار خلوت  و آروم هستش
ظهر شورا اداری داریم و میخوان تو همون جلسه از خانمهای شاغل در اداره تجلیل كنن
صبحی ب دوستم میگم دیگه نوبت ماست ك از رئیس تجلیل كنیم  و بذاریم برای روز معلم ی هدیه در شانی براش بخریم ك قبول كرد و قرار شد با خانوم های دیگه هم صوبت كنیم  ونظرشونو بخواهیم ...........
تا بعد   بااااااااااااای


  • آخرین ویرایش:شنبه 22 فروردین 1394
نظرات()   
   
تارا
دوشنبه 31 فروردین 1394 01:57 ب.ظ
سلام خانومیاز وبلاگ نورا جون با وبلاگتون آشنا شدم و با خوندن نوشته ها متوجه شدم شما اهل اصفهان هستید . ما یه سفر به اصفهان در پیش داریم میشه لطفا و اگه وقت دارید منو راهنمایی کنید و چند تا هتل تمییز و با قیمت مناسب بهم معرفی کنید و همینطور بهترین جاهای دیدنی رو ؟
خیلی ممنون میشم
پاسخ ریحانه .... : سلام
قدم روی چشم ما میذارید خانم
چشم حتما
مریم
یکشنبه 30 فروردین 1394 05:07 ب.ظ
سلام عزیزم
من از شمالم و همکارتون هستم
از خوندن وب شما احساس نشاط رو میگیرم
پاسخ ریحانه .... : سلام عزیزم
ممنون خانومی
از اشناییتون خیلی خوشوقت شدم
آشتی
چهارشنبه 26 فروردین 1394 01:56 ب.ظ
سلام عزیزم.
خدا مادر عزیزت رو غرق رحمت کنه.
روزانه هات شلوغه ولی توش آرامش حس میشه. ایشالا همیشه شاد و آروم باشید.
پاسخ ریحانه .... : ممنون
مرسی
منم برای شما ارزوی شادمانی و ارامش دارم
شنبه 22 فروردین 1394 03:27 ب.ظ
من الان تبریك بگم بعد میام وبتو میخونم آخه باید كله جا مونده ها رو بخونم.
روزت مبارك ریحانه جان
پاسخ ریحانه .... : مرسی خانووووووووووم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
هاست لینوکس